|
|
|
|
|
آزادی به شکرکی می ماند روی شیرینی بی دنگ و فنگی که از برای کسی دیگر است تا وقتی که ندانی شیرینی را چطور باید پخت همیشه همین بساط است که هست با کمی دخل و تصرف لنگستن هیوز
هشت سال از هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ می گذرد . هشت سال از سیاه رنگ ترین روزهای تاریخ ایران ما می گذرد . می خواستم از خاطرات دردناک آن روزهایم بنویسم ، ولی چه فایده ! فایده ای ندارد . ما حافظه ای کوتاه مدّت داریم و عامدانه یا غیرعامدانه تلخی ها را از یاد می بریم که مبادا تلخ شود سقف دهان ناکاممان !!!
هر سال روز هجدهم تیر از صبح تا عصر را فقط به مرور خاطرات سپری می کنم ، جزییات را تاکیدی دوباره و سه باره دارم تا از یاد نروند آن روزهای سلحشوری و رزم .. هر سال هجدهم تیرماه من صدای فریاد دارد و همهمه ... هرسال هجدهم تیرماه پای چپ من از درد مچاله می شود .
درود به روان پاک عزّت ابراهیمی نژاد و تمامی جانباختگان هجدهم تیر ۱۳۷۸ هچدهم تیرماه ۱۳۷۸ گرامی باد |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:5 قبل از ظهر به قلم پروانه
|
|
||