تبليغاتX
پشت هیچستان - هجده تیر
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همّت کن ------------ و بگو ماهی ها،حوضشان بی آب است
 آزادی
به شکرکی می ماند
روی شیرینی بی دنگ و فنگی
که از برای کسی دیگر است

تا وقتی که ندانی
شیرینی را چطور باید پخت
همیشه
همین بساط است که هست

                                               با کمی دخل و تصرف  لنگستن هیوز

 

هشت سال از هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ می گذرد .
هشت سال از تظاهرات دانشجویان در اعتراض  به بسته شدن روزنامه سلام می گذرد .
هشت سال از حمله وحشیانه نیروهای فشار به کوی دانشگاه می گذرد.
هشت سال از روزی که فرزندان مملکتم را به نام خدا و پیغمبر به پایین پرتاب کردند می گذرد.
هشت سال از رشادت دانشجویان در دانشگاه تهران می گذرد.
هشت سال از سه شنبه ای می گذرد که دانشجویان را به زور اسلحه به خانه فرستادند و شهر به حالت حکومت نظامی در آمد .
هشت سال از در نطفه خفه شدن طفل رنجور اعتراض می گذرد .

هشت سال از سیاه رنگ ترین روزهای تاریخ ایران ما می گذرد .

می خواستم از خاطرات دردناک آن روزهایم بنویسم ، ولی چه فایده !
می خواستم از جنبش خودجوش بچّه های خالص و نازنین شهرم بنویسم ، ولی چه فایده !
می خواستم از اتحّاد مردم و دانشجویان بنویسم ،  ولی چه فایده !

فایده ای ندارد . ما حافظه ای کوتاه مدّت داریم و عامدانه یا غیرعامدانه تلخی ها را از یاد می بریم که مبادا تلخ شود سقف دهان ناکاممان !!!

 

هر سال روز هجدهم تیر از صبح تا عصر را فقط به مرور خاطرات سپری می کنم ، جزییات را تاکیدی دوباره و سه باره دارم تا از یاد نروند آن روزهای سلحشوری و رزم ..

هر سال هجدهم تیرماه من صدای فریاد دارد و همهمه ...
هر سال هجدهم تیرماه من بوی خون می دهد و باروت ...
هر سال هجدهم تیرماه من طعم تلخ درد دارد و ناکامی ...

هرسال هجدهم تیرماه پای چپ من از درد مچاله می شود .

 

درود به روان پاک عزّت ابراهیمی نژاد و تمامی جانباختگان هجدهم تیر ۱۳۷۸
درود به تمامی دانشجویان شجاع و شیردل میهنم

هچدهم تیرماه ۱۳۷۸ گرامی باد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:5 قبل از ظهر  به قلم پروانه  |