|
|
|
|
|
تو ناگهان زیبا هستی، اندامت گردابی است موج تو اقلیم مرا گرفت ترا یافتم، آسمان ها را پی بردم ترا یافتم، درها را گشودم، شاخه ها را خواندم افتاده یاد آن برگ، که به آهنگ وزش هایت نلرزد مژگان تو لرزید: رویا در هم شد تپیدی: شیره ی گل به گردش آمد بیدار شدی: جهان سر برداشت، جوی از جا جهید به راه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد در کف توست رشته ی دگرگونی
پیوست.۱. حرف دیگری برای گفتن نیست. این فکر تمام ذهنم را پر کرده است. ممنون می شم اگر کسی خبری داره به من هم بده. پیوست.۲. به لطف و مرحمت مشتی ماشالله این سرباز همیشه در صحنه خبردار شدم که آریا عمل شده و دکترش خیلی راضی بوده است ولی در ان ساعت به هوش نیامده بود. امیدوارم همراه عزیزش اسم مشتی ماشالله را یادش مونده باشه !!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 9:44 قبل از ظهر به قلم پروانه
|
|
||