|
|
|
|
|
سلام به همگی ...
من اینترنت ندارم... به شرکت زنگ زدم .. میگه مودم تو خراب است .. از روز اول هم خراب بوده... ( قیافه منو تصور کنید اگه عوضش کرد که آفرین.. اگه نه .. خدا حافظ تا یکسال و سی روز دیگه.. یک نفر اینجا بی ادبی می نویسه و من باید هر روز پاکش کنم.. سر جدت .. جون عزیزترین هایت ننویس.. من الان دست رسی ندارم.. خداوند الهی خیرت بدهد.. نکن... من فقط سی دقیقه وقت استفاده از کامپیوتر کتابخانه را دارم. از هفت خوان رستم رد شدم تا تونستم اصلا برسم به کامپیوتر.. حالا انگار خیرات می کنند.. خوبه ندید بدید نیستند... بعدشم هی یک چیزی می پره بیرون میگه تو الان بیست دقیقه وقت داری.. زجر کش می کنند ... اگر خبر طوفان شنیدید.. بنده وسط طوفانم.. هر روز یک چیزی خراب می شه... یک روز برق نداریم یک روز آب یک روز تی وی... ماشالله به امریکا... متاسفانه اینجا از ایران بدتره تمام کابل ها از رو تیرک های چوبی روی آسمان رد شده با کوچکترین بادی این تیرک ها سقوط می کنند و کابل ها پاره میشوند به همین آسانی... پیوست.۱. من برگشتم.. باریکلا به هر چی طلبکاره ... میگم دستت درد نکنه ! چی شد که بهت دادند.. خانمه که گفت راه نداره .. گفت خانمه را ولش کن.. اینا که چیزی حالیشون نیست.. فقط ببخشید که یک دانه آوردم ..من |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 6:24 بعد از ظهر به قلم پروانه
|
|
||